دیروز تو ماشین نشسته بودم داشتم فکر می کردم که اصلا فردا ( یعنی امروز ) چی بنویسم داشتم با مخ خودم کلنجار می رفتم تا اینکه یهو یه موضوع عین برق ببخشید آذرخش به ذهنم خطور کرد : خیلی نفهمی اگه ندونی موبایل چیه !!! از همه بدتر اونه که بدونی و بازم از این ماسماسک استفاده کنی !!! حالا چراش رو تو ادامه ی عرایضم واست روشن می کنم ... آخه کجای دنیا دیدی اپراتور شبکه طرف دار خانوم ها باشه میگی واسه چی ؟!!؟! خوب عزیز من آخه واس چی این سرکار خانوم اپراتور میگه : مشترک مورد نظر در تیر رس نمی باشد این جمله شاید به ظاهر خیلی پیش پا افتاده باشه ولی این زنا خوب می دونن چجوری با هم پیغام رمزی رد و بدل کنن !!! حالا وایسا یه کم این جمله رو واست تفسیر کنم تا ذهنت قشنگ روشن بشه و با دیدی باز به حقایق اطرافت نگاه کنی : مخاطب این جمله که می دونی خانوم ها هستن و کل گفتشون راجع به شوهر مورد نظر و کلمه ی تیر رس منظور اینه که در حال حاضر آقای خونه یا تو استتار یا تو اختفاس در نتیجه عیال جونش نمی تونه ترورش کنه حالا این تازه یه چشمشه این نامسلمونا انقدر زن سالاری رو تو مخابرات رواج دادن که بدون شناسنامه و یا سند خط موبایل می تونی بری پرینت خطت رو بگیری حالا یه سری آدم چشم و گوش بسته دارن اینو می خونن میگن خب مگه چه فعل خلافی مرتکب میشن این ملت ؟ عرضم به حضور شریفت دوست عزیز لپ کلام اینه حاجیه خانوم چادر چاقچول می کنه پا میشه میره یه امور مشترکین نزدیک محل سکونتشون و میگه پیرینت خط فلان رو اگه میشه لطف بفرمایید بگیرید اون بی دین و ایمون ها هم بیخیال هر سند و شاهدی میشن و پیرینت رو دو دستی تحویل خانوم می دن غافل از اینکه شاید تو اون یه برگ کاغذ سر بریده ای چیزی باشه ! اینجوریه که کل اسرار محرمانه ی یه آقای متشخص واسه عموم فاش میشه حالا بعد خربیار و باقالی بار کن ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ نفر که جزو فامیل درجه ی ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶ و همین جور الا آخر هستن ادعای حق می کنن و تا اون بدبخت مفلوک و بی آبرو و آواره ی کوچه خیابون نکنن ول کنش نیستن حالا این که چیزی نیست اگه نامرد تر باشن میندازنش زندون آب خنک بخوره این دیگه شکنجه تکمیله !!! باری مقصود من از این پست این بود که آقای محترم و معظم اگه قصد خیانت نداری که هیچ ولی بنده ی خدا اگه فکر خیانت به سرت زده طرف این سیم کارت دولتی که جدیدا اسمش شده همراه اول نشو همه چی زهرت میشه برو سراغ سرویس دهنده های دیگه مگه ایرانسل چشه ؟ یا تالیا ؟ فقط هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد در نتیجه باید با دیش ۹۰ سعی کنی باهاش دو خط آنتن بگیری ... 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 15:33 توسط dash shootiiiiiii |
سلام بچه ها امروز می خوام راجع به سخن جدیدی که درباره ی دغدغه ی تازه ی ملت ایران شده صحبت کنم : آخه می دونید دیگه ۷۰ ملیون زن و مرد و بچه بی گاز و بی آب و بی برق موندن تو یخ دربهشت نشستن دارن یخمک ببخشید سماق مک میزنن قسمت جالب ترش اینجاس که کم کم داریم به پسرفتمون سرعت می بخشیم یه نمونش که من عینی دیدم این بود که چند روز پیش توی کوچه برلن و توپ خونه یه سری کار داشتم حدس بزنین چی دیدم ؟!!!؟!!؟!!؟ یه آقایی با چرخ دستی وایساده بود داشت پیت های مردم رو پر می کرد و پول می گرفت اونم با نفتی که مطمئن باشین توش پر از مواد متفرقس ( آخه این روزا نفت کجا گیر میاد بابا ) مثل گل سر مامان فروشنده و زغالی که بابای فروشنده ازش استفاده کرده ( البته به صورت پودر شده واسه حفظ ظاهر ) و غیره ... از همه ی این حرفا که بگذریم چن وقت پیش جناب حضرت نمی دونم آیت الله یا حجت الاسلام خلاصه یه لقبی تو این مایه ها داره خوب می گفتم این جناب آخوند حسنی امام جمعه ی وقت شهر خون و خون ریزی ( بیچاره ها سرشون تو لاک خودشوننه ) ارومیه یه چیز خیلی باحال گفته و باور کنید واقعیه چون تو سایت آقای نبوی دیدم : ایشون غسل جنابت شب جمعه را عامل کمبود شدید گاز اعلام کرده و افزوده بودن که مومنین فعلا به جای غسل تیمم کنند! بد فکریم نیستا هر چی باشه ملت بی آب و بی گاز و بی برق نمی مونن و خودش یه نوع عرق ملی ( همون ارق ملی ) محسوب میشه ... حالا من دیشب تا ساعت ۳-۴ صبح با خودم کلنجار می رفتم یه چند تا راه جدید پیدا کنم واسه رفع این مشکل که گریبان گیر هممون شده ( مثلا من الان دارم از تشنگی دیوارو چنگ میزنم ) یه چند تا پبشنهاد اوکازیون واسه مسئولین دارم که امیدوارم به گوششون برسه ( آمار بازدیدمون هم قاعداتا میره بالا ) و بیان تا من بهشون بگم دیگه خیلی پرحرفی کردم عرضی نیست جز اینکه : جون مادرتون آب را گل نکنید گاز رو حیف و میل نکنید یه فکری واسه حل این مشکل بکنید شعر از اینجانب هوتی راستی یادم رفت هرگز نشه فراموش لامپ اضافی ( منظور خیابوناس اتو موتو و هر چی بخاری برقی ۱۰۰ شعله مورد نداره روشن کنید ) خاموش !!!!!!!!! 
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 16:18 توسط dash shootiiiiiii |
خوب نوبتی هم که باشه نوبت کلاس درسه اونم چه درسی ؟!!!؟ >> برای رفتن به کلاس درس بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:30 توسط dash shootiiiiiii |
بانويي بسيار محترم به ما گفت : “پسر دست از اين تفكراتت بردار و بيا به راه راست منحرف شو! تو آخرش ميري جهنم!” من هم با خودم فكر كردم جهنم چه جور جايي ميتونه باشه؟! هر چي فكر كردم ديدم خيلي بايد با حال باشه. فكر كن شب اول قبر نكير و منكر ميان: اونا : به چي اعتقاد داري ؟ من : ها ؟ - گفتم به چي اعتقاد داري ؟ - من وقت اين كارها رو ندارم! ولمون كن بابا ما رو هم سيخ ميفرستن جهنم ! اول راه تو صف كلي آدم معروف ميبيني! فكر كن همه اونجان،تمام اين هنرمندان منحرف هاليوودي ، خوانندهها بازيگرها ! عكس، امضا…كلي از دوستهام رو هم احتمال زياد تو صف ميبينم. به هر حال ميريم جهنم…. يه ساختمون هفت طبقه كه طبقه آخرش پنتهاوسه !! آقا هر شب بزن و بكوبو برقص! هر شب كنسرت، پارتي!! حالي به حولي! دورت پر آتيشه، همه جا داره فلش ميزنه ! هوا هم گرمه ديگه همه جا پر آتيش، همه بدنها برنزه ميشه، هيكلها آب ميشه، ميشه توپ! احتمالاً ملت هم لباس كم تنشون ديگه، فكر كن كلي در و داف كنارت دارن با بدنهاي برنزه وول ميزنن، تعداد زياده و جا كم همه تو هم ميلولن. تو هم يواشكي دودر ميزني ميري طبقات بالا تر كه آدم هاي معروف هستند. واي فكرشو بكن ! فكر كن وسط كلي آدم معروفي، حالا يه سيخ داغ هم بكنن توت مگه چي ميشه؟ اون موقع اصلاً نميفهمي بابا! مثلاً تو پشت سر کامرون دیاز تو صفي كه آهن داغ بريزن تو حلقت، خوب معلومه داري كجا رو نگاه ميكني… حواست به چيه! اصلاً درد رو حس نمیكني ! بعد چند ماه همه چيعادي ميشه برات… حالا مثلاً بري بهشت در كنار رود شير كم چرب در جوار حاج آقا بشيني يه سي چهل تا حوري با ابروهاي به هم پيوسته هم دورت زرزر كنن… بابا كل حال اون وره، در جوار بانو كاترين زتا جونز ، بريتني… چه ميدونم ديگه همه اونجان. ما هم كه تا آخر عمر اونجاييم بالاخره يه چيزي از اينا به ما ميرسه ديگه! به هر حال من ترجيحآً ميرم جهنم، شما نميايد؟ 
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 17:50 توسط dash shootiiiiiii |
سلام دوستای عزیز یه خبر واستون دارم واسه رومینا یه اتفاق خیلی بد افتاده و تا اطلاع ثانوی فکر نکنم بیاد شایدم اومد و آپم کرد ( من یکی که از خدامه )
باعث و بانیشم منم لطفا واسه حل شدن مشکلش دعا کنین همگی
چند وقت پیش در یکی از جلسات ایالتی و ولایتی دو نفر از علمای عالی قدر اسلامی و فارغ التحصیل شده ی حوضه ی علمیه ی قم دست به اقدامی بی سابقه در ملا عام زدند : >>> من موندم اینا مکان ( خونه خالی ) رو ول کردن اومدن وسط جمعیت به هم ابراز علاقه می کنن![]()

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 18:52 توسط dash shootiiiiiii |
آری لحظه ی به یاد ماندنی فرا رسیده است تنها دو روز به ساعت قرار باقی مانده.
شش ماه در انتظار این روز بودم و بلاخره به این اوقات خوش رسیدم واااااااای چقدر سخت بود ولی لذت بخش . فکر می کنید دارم راجع به چی با این تب و تاب حرف می زنم ؟ ۹ دی ۱۳۸۶ تاریخ شروع امتحانات نوبت اول دبیرستان های کل کشور ............ من که اولین امتحانم ریاضیه چقدر مزه میده بری سر جلسه ی امتحان ببینی هیچی از این سوالایی که جلوت گذاشتن رو بلد نیستی اون وقته که بهترین کار تو اون شرایط فکر کردن به هیچ چیه البته من روش بهتری بلدم که تا حدودی به سلامت جسمانی بدن هم کمک می کنه می دونید چیه ؟ خواب !!!!!!!!!!!!!!!!! بله درست دیدید یه خواب راحت وسط جلسه ی امتحان خیلی دلچسبه خنکی صبح گاهی از یه طرف سکوت جلسه از طرف دیگه و کاپشن هم از یه جای دیگه شرایطی فراهم می کنه که آدم با تمام اضطراب و دلهره ای که داره کم کم چشاش سنگین بشه و به یه خواب ناز فرو بره . البته برای بهتر خوابیدن هم روش های نوینی هست که من به شخصه اونها رو کشف کردم و جواب داده ۱) قبل از رفتن به جلسه ی امتحان دوش آب گرم بگیرید ۲) صبح کله سحر تا خرخره بخورید ۳) دو سه تا قرص خواب آور وقتی میرید سر جلسه بخورید ( ترجیحا اکساز پام ) ۴) وقتی وارد سر جلسه ی امتحان شدید با تمام قوای جسمانیتون حمله ور بشید طرف صندلی که کنار بخاری یا شوفاژه و راه های دیگر که به علت بدآموزی از ذکر کردن اون ها معذورم

تقلب به سبک دافی : ( عکس از رومینا )

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 14:13 توسط dash shootiiiiiii |
شرمنده این عکسی که امروز می ذارم یه خرده قدیمیه ولی در زمان خودش مثل یه بمب تو رادیو و تلویزیون و مطبوعات ترکید .
ریمیکس آهنگ اجرا شده آهنگ شادمهر عقیلی به نام حالا بیا اینجا توسط دکی محمود با هم خوانی دو تن از اصحاب وی اینم هم یک عکس از این گروه در حال گرفتن کلیپ این آهنگ : البته طی بررسی های انجام شده توسط من و آبجی رومینای گلم تونستیم اسم این گروه و تاریخ کنسرت بعدی آن ها که در روز کریسمس یعنی ۲۴ سپتامبر برگزار میشود رو کشف کنیم . این اساتید نام دکی و دوستان را برای گروه خود بر گزیده اند و علامت گروه آنها نیز به صورت زیر می باشد : ( DR.Friends ) به احتمال زیاد آلبوم این گروه نیز تا اوایل خرداد سال آینده روانه ی بازار خواهد شد .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 13:40 توسط dash shootiiiiiii |
چندی پیش در خبری اعلام کردیم که جورج بوش رئیس جمهور ایالات متحده اسلام آورده و محجبه شده ولی حقیقت غیر این بوده است و تنها تشابه اسمی و ظاهری موجبات این اشتباه فاحش را فراهم کرده است .
من و رومینای عزیز از شما به خاطر این اشتباه عذر خواهی می کنیم و هر چه زودتر این ریشه ی این خبر دروغین را کشف خواهیم کرد .
من طی تحقیقات گسترده ای که در رابطه با جورج بوش و ریشه ی خانوادگی وی کرده ام به نتایج جالب و غیرقابل باوری رسیده ام که بعضی از آنها واقعا مو بر تن آدمی راست می کند . در ابتدا سری به مرکز ژنتیکی سپاه پاسداران زدم و نمونه ی DNA جورج را با شامپانزه مقایسه کردم و مشاهده نمودم که تشابهات فروانی مبنی بر یکسان بودن ریشه ی جورج و میمون ها وجود دارد . فرضیه ی خود را با جمعی از استادان عالی قدر علم ژنتیک و عضو هیئت علمیه ی دانشگاه ها در میان گذارده و تنها یک جواب از آنها شنیدم : (( تشعشعات رادیواکتیو در دوره ی ترشیاری ژن عده ای از میمون ها را دگرگون نموده و تصادفا به فیزیک انسان ها گرویده است )) ولی من تنها به این شواهد بسنده نکرده و دنبال سند و مدرکی معتبر تر گشتم تا اینکه عکسهایی از غارهای رشته کوه های آند واقع در قاره ی آمریکا پیدا کردم که به زبانی نامفهوم اشکالی به شکل B.U.S.H بر روی دیوار های غارها هک شده بود را نشان می داد . با استفاده از کتاب زبان های باستانی اثر مرحوم استرالوینوس تی دلوس این لغات را با زبان معیار مقایسه کرده و به تنیجه ی جالبی رسیدم : این لغات در واقع نام نژادی از میمون های آمریکای شمالی است که به صورت گله ای در صخره های آند سکنی گزیده اند . حال توجه شما را به مشاهده ای نمونه ای از این تشابهات جلب می نماییم :

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 15:37 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه ی دوستای گل خودم روزای پاییز چطوره ؟ خوش می گذره ؟ من که عاشق پاییزم
اول باید دو تا عذر خواهی ازتون بکنم : ۱) رومینا نمی دونم کجا رفته تا پتج شنبه نمی تونه آپ کنه پس به بزرگواری خودتون ببخشید اگه سبک نوشتاری یکنواخت شده ۲) عذر خواهی دومم اینه که تعداد زیادی ایمیل واسم اومده بود که همه می گفتن باید بازم عکسهای دکتر رو بذاری یا انکه باز پستت سیاسی باشه باید خدمت این دوستان عرض کنم که من همین طورش از حد خودم فراتر رفتم دیگه کم کم دارم می ترسم الکی نیست که دارم با حضرات شوخی می کنم و در ثانی اصلا دوست ندارم وبمون با یه ندونم کاری فیلتر بشه ولی نترسین هوتی کلش خیلی باد داره آب ها که از آسیا ب افتاد ( یکی دو هفته دیگه ) بازم بحث های سیاسی رو پی می گیریم ....
همونجور که گفتم این دفعه از سیاسی میاسی خبری نیست می خوام حرف دل خودم رو بزنم چرا انقدر منو اذیت می کنن ؟ قتل که انجام ندادم بعد تازه تهمتم می زنن که چی صبح کله سحر پای این لامصبی تا نصفه شب آقا جان دیگه دور زمونه عوض شده شمایی که می گی باید فوق فوقش نیم ساعت سه ربع پاش نشست خبر نداری اون پای منبر نشستنه .... فوتبال دستی نیست که باهاش ور بری بعدخسته که شدی ولش کنی به امون خدا دکتر جونا از اون ور می گن خطر سکته ی مغزی سکته ی قلبی انقدر توی دل آدم رو خالی می کنن که دیگه با ترس و لرز پاش می شینم بعد از اون ور رسانه ی گروهیمون ( جناب تلویزیون ) داد می زنه میگه آمار تلفات رو به افزایش است چندی پیش مردی در اثر استفاده ی زیاد جان سپرد و از این حرفا الان فکر می کنید من چی رو می گم ؟!؟!!!!! نترسین بابا راجع به ماده ی مخدر نیست با قرص روان گردانم گاری ندارم خبریم از مشروبات الکی نیست درد من کامپیوتره ............... یه لحظه این پسر گل بابا رو ملاحظه بفرمایید بعد به من میگن خوره ( مخم نمی گن دلمون خوش باشه ) : من مثلا یکی دو درجه از این دوست عزیز اعتیادم خفیف تره جوریه که مامانم به کامپیوترم میگه این زنته ولشم نمی کنی کلام آخر یا به قول یک آدم اینجوری پای من در ورقی ( البته چند تا توصیه هستش ) : به بچه هاتون انقدر امر و نهی نکنید بابا مثل من باشید از خواب و خوراکم می زنم می شینم پای کامپیوتر اگه دیدید بچتون پای کامپیوتره و وقت ناهارم هست بی خود و بی جهت صداش نکنید قشنگ یه سینی وردارید به مقدار لازم غذا و مخلفات بریزید بذارید جلوش اونم یه دستش به کیبورد یه دستشم به قاشق غذا می خوره انقدرم می چسبه وقتی دیدید ساعت دو - سه نصفه شب و بچتون هنوز پای کامپیوتر کاریش نداشته باشید خودتون برید استراحت کنید اون بلاخره خسته میشه خودش از پاش بلند میشه ( من که بلند نمی شم ) دیگه عرضی نیست ولی بازم یاد آوری می کنم علم بهتر است با ثروت به علاوه ی کامپیوتر

![]()
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 18:23 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه ی بازدیدکنندگان و علاقه مندان وبلاگ ما ( من و رومینا )
واسه امروز یه سری عکس لحظه ای از آقای دکتر آماده کردم که امیدوارم از دیدنشان عبرت گرفته و به راه راست هدایت شوید ............ 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 15:1 توسط dash shootiiiiiii |
چندی پیش یکی از جوانان خوش ذوق و کار درست میهن عزیزمان دست به کاری نیک و پسندیده زد وی با بهره گیری از آخرین متد پزشکی در امر خالکوبی و کاملا بهداشتی تصویر آقا را بر روی قلب خود ( بازوی خود ) حکاکی کرده است .
پس از گذشت اندک زمانی دختری پاکدامن از کشور خون و خون فشانی یعنی لبنان به تقلید از این غیور مرد وطن سعی در خالکوبی به سبک او را داشته که دست بر قضا درست از آب در نیامده و در نتیجه وی برای زیبا جلوه دادن امر خود پرچمی حاوی پیامی اسلامی را به خود متصل کرد :
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 17:19 توسط dash shootiiiiiii |
تصویر اصلی کدوومه ؟

واسه این عکس هیچی به ذهنم نمیرسه نمی دونم چرا ولی ... نمی دونم ...
فکر کنم همین عکس خودش به تنهایی ابهامات رو از بین ببره و گویا باشه فعلا ...
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 15:33 توسط dash shootiiiiiii |
لباس و تناسب اندام جمعاً ....................................... نه نمره
زیبایی و تقارن اجزای صورت و آرایش زیبا .................... یازده نمره

از آنجا که ما خدای خوبی هستیم و برای جلوگیری از پارتی بازی خودمان تصویب کردیم سه نمره بابت آشنایی بدهند و یک نمره اگر یاد آشنایی افتادند. در ضمن دو فرشته هم مأمور درستی نمرات هستند.«از شما چه پنهون به داوران زیاد اعتماد نداریم» این آزمون هر سی و سه سال یکبار انجام می شود.
هشدار به اهالی بهشت:
عصای موسی از باغ وحش بهشت فرار کرده مواظب چوب ها هم باشید ،چون ممکن است عصای موسی باشد و تبدیل به اژدها شود. از ما گفتن..........خود دانید.
تظاهرات پیامبران:
امروز عده ای از پیامبران به تبعیض در موردشان معترض بودند و در میدان اصلی بهشت تجمع کردند. قضیه از این قرار بود که چند روز پیش به عیسی یک دستگاه ماکسیما تحویل شد. ما هم برای اینکه قضیه مریم لو نره دستور دادیم به بقیه پیامبران علی الحساب یک دستگاه پرشیا بدهند تا ساکت شوند و آبروی ما که خدا هستیم نرود.
امروز تصمیم گرفتیم بطور یهویی و ناشناس از جهنم ایرانی ها بازدید کنیم. وقتی داخل شدیم دیدیم ملت به جای عذاب کشیدن دارن خوش می گذرونن و آفتاب می گیرن ، یه نقب هم زدن به جهنم زن ها و خلاصه بساط سور و سات حسابی کامله. یه کانال هم به رودخونه های شیرعسل بهشت زدند - از یکی پرسیدیم قضیه چیه؟ گفت: اینجا هر کی هر کیه، یه روز نفت هست کبریت نیست. یه روز کبریت هست ،نفت نیست. یه روز هم هر دو هست مأمور شکنجه نمی آد. باید این جهنم ایرانی ها رو به یک پیمانکار خارجی بسپارم.
امروز برای ساختن سالن جدید بارگاه در بهشت لنگ یک مهندس عمران بودیم جالبه بدونید همه مهندسین عمران در جهنم ساکنند.. به همین خاطر سپردیم به عزراییل امشب یه عمرانی خفت کنه و به نکیر و منکر هم سپردیم این یکی رو بخاطر عظمت ما زیر سبیلی رد کنند بهشت تا مشکل ما هم حل بشه.
پاسخ به درخواست بندگان :
کریم.ن از ایران: در جواب درخواست اول که دریا را آسفالت کنم باید بگویم که غیر ممکن است. اما وقتی با درخواست دوم مبنی بر آدم کردنتان را دیدم گفتم شاید درخواست اول عملی باشد.
فرانسیسکو 7ساله از ایتالیا: عزیزم در مورد داشتن خواهر کوچکتر بهتر است اول با پدر و مادرت صحبت کنی.
ساکا میوری از ژاپن: در مورد درخواست شما هم حقیقت خودم پایه ام روزها را تا ۲۷ ساعت زیاد کنم. و هفته را هم هشته کنم و خود بخود دوماه هم به هر سال اضافه می شود.
« به امید رضایت همه بندگان .خودم حافظتان باشم »
نامه ای از یک بنده :
پروردگار محترم؛
احتراما، نظر به اينکه طي بررسي هاي به عمل آمده توسط اينجانب، علي رغم تمام نعمات و افاضات حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير، به هيچ جايي نرسيده و موجبات شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده م، متمني است پيرو تبصرهء سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ ۱/۱/۱، معقده فيمابين ابرجد اينجانب- مشهور به « آدم » - و حضرتعالي، استعفاي اين حقير را از مقامِ « انسانيت » بپذيريد. بديهي است مِن بعد اينجانب هيچ گونه مسووليتي در قبال انساني بودن رفتار و گفتار خويش را نخواهم پذيرفت. مستدعي است در صورت نياز به اخذ حيات، لطفا مراتب را هر چه سريعتر به اطلاع عزرائيل برسانيد.
جواب پروردگار:
بنده خود بزرگ بین عزیز! گفتنی است که شب ها کمتر غذای چرب بخور .خیالاتی شده ای. هنوز زود است که خود را انسان بنامی. انسان بودن که به این چیزها نیست. در ضمن این عزی ما «عزراییل رو میگم» اگر قرار بود با هر خواهش بچه گانه ای مردم رو قبض روح کنه که ما الان هیچی بنده نداشتیم.
عفو من :
به دستور من و طبق اصل نهصد و سی و شش قانون خدایان و به توصیه رئیس کل جهنم افراد زیر از جهنم آزاد و به برزخ می روند:
چنگیز خان مغول به دلیل خوشرفتاری در زمان عذاب و یزید بن معاویه به علت پشیمانی قلبی از رخداد کربلـا.
حالـا بگید این خدا بخشنده نیست حال می کنید من خداتونم نه؟
یک اعتراف :
باید اعتراف کنم که دنیای اینترنت از دنیای من هم بزرگتر است ، با این پدیده من با خدایان دیگر ارتباط می گیرم ، حتی با پیامبران خود نیز ارتباط دارم ، جبرئیل و خیلی از فرشتگان هم بیکارند و در بهشت به حوری بازی مشغولند ،دوستی و ازدواج اینترنتی شنیده بودیم . اما دیگر زفاف اینترنتی !!؟؟ واویلا
آژانس مسافرتی نور آخرت برگزار می کند:
تور ویژه مسافرتی برای دیدار از عوالم بالا تحت ریاست مارکو پولو و خانواده اش ، سه روز اقامت در بهشت ، دیدار از باغها و رود های شیر عسل بهشت ، سه لیوان شیر عسل و ده میوه از درخت ممنوعه ، یک شب گذراندن با حوری یا غلمان ( بر حسب جنسیت ) ، دیدن پل تاریخی صراط ، مانور روز قیامت ؛ سه روز اقامت در جهنم ، دیدار از باغ وحش جهنم علی الخصوص مار دوسر غاشیه، برگزاری بزرگترین آتشبازی ، کنسرت بزرگ هایده و آلکس، خوابیدن روی تخت های میخدار، دو لیوان قیر مذاب به همراه هزاران بازدید دیگر ... علـاقه مندان برای شرکت در تور می توانند هر پنجشنبه با عزرائیل تماس گرفته و اعلـام آمادگی کنند.
فوق العاده بشتابید:
دعا از شما ، اجابت از ما ، دعاهای شما در اسرع وقت در دفتر بهشت بررسی و اجابت می شود ،دعا کنید اجابت از ما ، بهشت را به خانه ببرید، یک لیوان شیرعسل مجانی بدون عصاره مرگ، آموزش عبور از پل صراط توسط اساتید مجرب.
آگهی مزایده :
به علت عقب افتادن حقوق حوریان و فرشتگان و خالی بودن صندوق بارگاه و جلوگیری از اعتصاب بخشی از زمینهای بهشت پیش فروش می شود ، جهنم هم همینطور .
پر فروشترین کتاب ها در عوالم بالا :
دربهشت:
راههای مبارزه با لذت زدگی اثر اپیکوروس
در جهنم:
ابراهیم در آتش اثر احمد شامل
در برزخ:
اتوبوس شماره 9 به مقصد بهشت اثر لئو بوسکالیا
مراسم کریسمس :
به مناسبت مراسم کریسمس در بهشت طی مراسمی در حضور پیامبران و دیگر ابراران و میلیون ها بهشتی از عیسی و مریم تجلیل شد. وعیسی مسیح معمول چند قرن گذشته به خاطر سر کار گذاشتن بیشینه مردم به مفهوم دین و دور کردن انسان ها از فطرت خداییشون به عنوان مرد سال بهشت شناخته شد.
آگهی استخدام :
به تعدادی پیامبر تر و فرز به مشخصات زیر نیازمندیم :
حداقل سن سی سال . حداقل تحصیلات سیکل « چون دیگه مثل قدیم حس برگزاری کلاس نهضت سوادآموزی رو ندارم » . عدم تعصب قومی« بخاطر نظم نوین دهکده جهانی » . از هر سه جنس« بخاطر اینکه نگید خدا اپارتاید جنسی اِعمال میکنه و از این تهمتا که قبلاً به من زدید ». انسانان دارای شرایط میتوانند با رئیس دفتر من تماس بگیرند البته در اسرع وقت نتیجه در نشریات کثیرالانتشار عوالم بالا و پائین متعاقباً اغلام خواهد شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 17:22 توسط dash shootiiiiiii |
یعنی ما خودمون قادر به ابداع فنون جدید نیستیم ؟
مگه ما چمونه ؟ هی میگین تمدن تمدن آخه به این میگن تمدن ؟ به این میگن دزدی !!! بابا حق کپی رایتی گفتن وجدان کاری گفتن اون وقت شما بدون اجازه میرید فنون رزمی و نظامی کشورای دیگه رو به اسم خودتون تموم می کنید ؟ به چه حقی ؟ عزیزان ما خودمون تو ایران کلی مبتکر داریم پس اونا چی کاره ان ؟ لابد بهونه میارین رفتن مرخصی ؟ خوب میفرستینشون مرخصی حداقل صبر کنین تا برگردن نه اینکه سرخود یه کاری انجام بدین که بعدا گندش در بیاد !!! دوستان شما این عکس رو رویت بکنید تا من ادامه ی توضیحاتم رو خدمتتون عرض کنم : اونم تقلید از کی واقعا که از یه سری اجنبی که تاریخشون به دویست سیصد سال بیشتر نمیرسه در ضمن از همه مهم تر اینا دشمن جهانین اینا عامل استکبارن بعد شما شخصیتتون رو زیر پا می ذارید پشت پا می زنین به غرورتون ؟ شرم کنید حیا داشته باشین دیگه بیشتر از این وقتون رو نمی گیرم فقط خودتون به فکر باشید همینجور که پیش بریم می خوریم به بن بستا از من گفتن بود
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 15:42 توسط dash shootiiiiiii |
نمی دونم به کلمه ی شهید رو بخونم یا ....
خودتون قضاوت کنید اما یکم دقت بد نیست :

¤ بدون سانسور در ادامه ی مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 18:35 توسط dash shootiiiiiii |
اول می خوام مدل نوشتن خودم رو مسخره کنم :
خوب سلام بچه ها
امروز می خوام الیاس رو به شما معرفی کنم که دم داره نوک دمشم قلب داره شاخ داره بپا شاخت نزنه که اگه الیاس شاخت بزنه میشی مث رز گل بابا

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 17:0 توسط dash shootiiiiiii |
بازم سلام
به قول یکی از دوستام : اووووووووووووووووووووووووووووومدم
واس امروز یه سری عکس از یه متکدی مدل جدید آماده کردم که یکیشو اینجا و بقیش رو تو ادامه ی مطلب می ذارم
ببینید و افسوس بخورید :
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 19:0 توسط dash shootiiiiiii |
سلام دوستای عزیز اول جا داره وفات بزرگ مرد علم و ادب مرحوم قیصر خان امین پور رو به همه ی بزرگا و کوچولو ها که اشعار این استاد عالی قدر رو مطالعه کردن تسلیت عرض کنم
روحش شاد و یادش گرامی
مطابق معمول با اختراعی جدید از محققان و اندیشمندان این مرز و بوم که وجب به وجبش در و گوهره پیشتون اومدم همون طور که در پایین مشاهده می کنید اینا توالت های فرنگی نسل جدیده که در اونا بازوویی مکانیکی به شکل زبان تعبیه شده که به صورت چند منظروه عمل می کنه که نمونه ای از کاربرد های اون رو براتون شرح می دم : ۱- شکل و شمایل مد روز ۲- زیبا جادار مطمئن ۳- راحتی خیال ۴- دارای تمیز کننده ی خودکار ۵- و غیره این وسیله ی جدیدی تا اواخر ماه آتی روانه ی بازار خواهد شد

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:32 توسط dash shootiiiiiii |
سلام دوستان عزیز به خبری که هم اکنون و به صورت آنلاین به دست من رسید توجه کنید
جورج بوش طی اقدامی بی سابقه و غیر قابل باور جنسیت خود را عوض کرده و خود را به صورت بانوان در آورده است وی با استفاده از آخرین متد جراحی پلاستیک و غدد توانسته خود را تا حد امکان به صورت زنان در بیاورد و شکل و شمایل زنان را به خود بگیرد
علاوه بر این وی با بهره گیری از فنون نوین در علم پزشکی توانسته قابلیت بچه دار شدن را در خود به صورت مصنوعی ایجاد کند
از همه ی اینها گذشته وی بعد از تغییر جنسیت خود مذهب اسلام را به عنوان دین خود برگزیده و از دین مسیحیت روی گردان شده و عجیب تر از همه اینکه وی کاملا خود را با پوشش اسلامی وفق داده و کاملا محجبه شده است
مطابق آخرین خبرها وی در ابتدا قصد جدا شدن از همسر خود و سپس ازدواج با مردی که هنوز هویتش فاش نشده را دارد و بعد از ازدواج خود قصد کناره گیری از ریاست جمهوری آمریکا را دارد .
وی بعد از مسلمان شدن خود نام سکینه را برای خود انتخاب کرده و در مطبوعات نیز خاطر نشان کرده که زین پس وی را سکینه بنامند نه جورج

امید است همه مانند این مرد ببخشید زن توبه کرده و راه راست را پیدا نمایند .
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 22:13 توسط dash shootiiiiiii |
۱. خانم ها در سن 18 تا 21 سالگي ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، و حشى، با زيباي هاى افسون كننده ى طبيعى ! ۲. در سن 21 تا 30 سالگى، مثل آمريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده ، بسيار توسعه يافته آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل ! ۳. در سن 30 تا 35 سالگي ، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام و آگاه به زيبايى هاى خود ! ۴. بين سن 35 تا 40 سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند ! ۵. در سن 40 تا 50 سالگى ، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند ،هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند و به بازسازى كامل نياز دارند ! ۶. بين 50 تا 60 سالگى ، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان،اما سرماى زياد خلايق را از آنان فراري مي دهد ! ۷. در سن 60 تا 70 سالگى ، مانند انگلستان يا مغولستان اند : با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده ! ۸. بعد از 70 سالگى ، شبيه آلبانى يا افغانستان اند : همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود !!! اینم نمونه ای از دختران نسل امروز که از همون بچگی شدن افغانستان : 
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:26 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه ی دوستان عزیز اگه مطالب تکراری به بزرگی خودتون ببخشید آخه رومینا جان رفته مسافرت واس همین فقط منم و خودم دیروز یعنی پنج شنبه داشتم تو گوگل رو سرچ می کردم که به عکس زیر برخوردم بابا عجب عکس تریپسی بود این چه جور ویژه ی خواهرانیه که همش توش برادرا قرار دارن

بابا نخورین واسه خواهرانه ............
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 13:1 توسط dash shootiiiiiii |
تا کی باید صبر کرد ؟
تا کی باید دست روی دست گذاشت ؟ تا کی باید سکوت اختیار کرد ؟ آخه تا کی باید چشمامون رو به روی جنایات آمریکا ببندیم ؟ این آمریکای جهان خوار وقتی به میت های کشور خودشم رحم نمی کنه دیگه در مقابل سایرین چه انتظاری می شه ازش داشت ؟ این عامل استکبار با ترویج فحشا و بی بندوباری در میان غیور مردان و زنان ایرانی سعی در ازمیان بردن وحدت و اتحاد میان ما را دارد ولی من به شخصه در مقابل این دشمن بزرگ خواهم استاد و تا پای جان از هم وطنان و میهن خود دفاع خواهم کرد . برادران ما در سازمان های مختلف هر روزه سعی در مقابله با نیرنگ های آمریکا را دارند به طور مثال در این چند سال اخیر پروزه ی عظیمی در راستای فیلتر کردن تمامی سایت های داخلی و خارجی به مرحله ی اجرا رسیده که کمک بسیار زیادی به مقابله علیه آمریکا کرده است . از نمونه های دیگر تلاش های برادران می توان به فرستادن نویز به فرکانس دستگاه های گیرنده ی ماهواره ای اشاره کرد که خدمت به سزایی به زنده نگه داشتن فرهنگ ایرانی کرده است . حال باید نقشه ی جدید آمریکا را نقش بر آب کینم این دشمن حتی به طرز پختن غذاهای ما هم دخالت کرده و روش هایی نوین ولی خلاف شرع را به جهانیان و خصوصا ایرانیان تحمیل کرده است روش هایی که موجب می شود شکل و شمایل غذاهای ما به صورت مستهجن در آیند که نمونه ای از این غذاها را که در رستوران نایب طبخ شده مشاهده می کنید : همه ی تهاجم های آمریکا اعم از فرهنگی و نظامی تا به حال با یگانگی و وحدت ایرانیان شکست خورده ولی تا کی ؟ باید از همین امروز درصدد ریشکن کردن فساد برانگیزی ها و تفرقه افکنی های آمریکا این دشمن خونخوار باشیم . 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 21:42 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه ی بچه ها این داستان زندگی خودم نیستا من همش ۱۷ سالمه همینجوری تخیلی نوشتم :
صبح که از خواب پاشدم انگار پتک تو سرم کوبوندن خانومم گفته بود فردا یعنی امروز قراره با دوستاش برن کوه ( آخه روز قحط بود ؟ ) خلاصه جمعمون از همون ثانیه به گند کشیده شد.
آخه کجای دنیا دیدین یه زن بچه دار اونم با یه بچه ی سه ساله ی تخس شوهرش رو تنها بذاره ؟!!
داشتم می گفتم پتکم این بود که دخترم شروع کرده بود به گریه کردن ساعت ۸ !!!! وای بد بختی از همین الان شروع شد خیر سرمون می خواستیم نیم ساعت اضافه تر بخوابیم...
دخترم همش جیغ می زد ( از اون جیغ جیغوهاس ) می می می خواست من می میم کجا بود رفتم سوپشو درست کنم اونم اینجوری اومد دنبالم :

گفتم چی شده بابا چی می خوای ؟ اونم لالمونی گرفته بود هیچی نمی گفت همش می خندید مثلا می خواست دل منو به دست بیاره وااااااااای بد بختی از همون لحظه شروع شد
دخترم رو با خیالی خام بقل کردم تا مثلا بوسش کنم اونم نه گذاشت نه ورداشت یه گاز حسابی از دست من گرفت بابا عجب گیری کردیما آخه نونت کم بود آبت کم بود بچه داریت چی بود !!!
منم به روی خودم نیاوردم و رفتم سوپشو رو خیر سرم درست کنم یه چند دقیقه ای خونه ساکت شد نمی دونم داشت چه آتیشی می سوزوند کم کم داشتم نگران می شدم رفتم اتاقارو دونه دونه بگردم پیداش بکنم بینم داره چه آتیشی می سوزونه
چی می دیدم !!! نقشه های منو ریخته بود زمین داشت با مداد شمعی خط خطیشون می کرد بد بخت شدم حالا جواب رئیسمو چی بدم نقشه هارو واسه قردا می خواست انالله و اناالیه راجعون
با یه بدبختی خودمو کنترل کردمو بقلش کردم آوردمش اینور تو سالن خونه تلویزیون واسش روشن کردم که حد اقل سرگرم بشه منم برم سوپشو بیارم
یه لحظه غفلت موجب شد یه دنیا پشیمون بشم رفته بود سر سی دی هام و داشت با همون مداد شمعی هایی که نقشه هارو خط خطی کرده بود رو سی دی ها عکس خر در چمن می کشید آخه خدایا من چه گناهی کردم ای زن کجایی !؟!؟!؟!
دیگه این دفعه نتونستم خودم رو کنترل کنم یه خرده عصبانی شدم و بهش گفتم آخه عزیزم این چه کاراییه تو می کنی نقاشی رو باید تو دفتر بکشی نه روی وسایل خونه و از این جور حرفا
دخترمم نیست باباییه و کمی تا قسمتی ابری لوس زد زیر گریه اینجوری :

دخترم تو رو خدا گریه نکن گوشم کر شد خواهش می کنم ... از من اصرار بود و از اون انکار
اومدم سوپ رو بهش بدم با یه حرکت نیمه آکروباتیک و یه برگردون یه شوت به بشقاب سوپ زد همش ریخت رو صورت و لباسم
بازم سکوت اختیار کردم ولی تا کی تازه نیم ساعت گذشته من اینجوری مفلوک شدم وای به حال اینکه تا ظهر این وضع ادامه پیدا کنه
یه سری اسباب بازی ریختم جلوش خودم اومدم اینور یه خرده تلویزیون نگاه کنم یه نیم ساعتی خونه دوباره ساکت شد دیدم دوباره اومد ( وای بلای آسمانی دوباره نازل شد )
قیافش شده بود عین بچه یتیما اینجوری :

بهش گفتم بابابی باز چه دسته گلی به آب دادی گفت هیچی بابایی خودت بیا ببین
دست منو گرفت و پا به پا برد اتاق کار من تو راه همش می گفتم خدایا این یکی رو به خیر بگذرون ولی زهی خیال باطل لپ تاپم رو که دیدم داشت همونجا گریم در میومد دختر کوچولوی ناز بابا چسب نواری رو برداشته رو ال سیدی لپ تاپ چسبونده دلیلشم این بود که می خواست یه کاری کنه ال سیدی خراب نشه بابا کمک نخواستیم
دیگه تو اون یکی دو ساعت چندین آتیش دیگه سوزوند که خدا رو شکر آتش نشانی گوش به زنگ بود و خودشون رو سریع رسوندن
ظهر خانومم که اومد قیافه ی منو دید پخش شد زمین از خنده آخه رخت و لباسام ریخت و قیافم رو که میدیدین می مردین از خنده هنگ کرده بودم
خانومم گفت چی شده ؟
گفتم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 15:52 توسط dash shootiiiiiii |
سلام سلام سلام سلام سلام سلام و بازم سلام
بابا این دیگه چه بازی بود گل مفت رو دیدین ؟ این دیگه چه اسگلیه ؟ ( رودباریان رو می گم )
شو
شو
شو
شو
افشین امپراطور
چه کنیم دیگه یه صدر جدول بودنه و یه خروار کری ![]()
مطلب خاصی نیست فقط یه عکسه واسه دربی فصل پیش خودم که دیدم کلی خندیدم امیدوارم باعث خنده و شادی شما هم بشه
آخه یکی نیست به اینا بگه دیگه از شما گذشته پیریا :

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 17:56 توسط dash shootiiiiiii |
سلام دوستای عزیز امیدوارم حال همتون خوب باشه و همچنین از طرف خودم و سایر نویسنده های این وب عید سعید فطر رو بهتون تبریک و تهنیت عرض می کنم.
این روزا هم که بحث بحث جمعه یا شنبه بودن عیده و بازی استقلال و پرسپولیس و منم به دلیل همین اتفاقات یه مطلب نوشتم که امیدوارم خوشتون بیاد : اول از همه بریم سراغ تیترهای روزنامه ها طی این یکی دو روز اخیر : ۱) از قطب آبی به قطب قرمز ۲) یوسفی : با دو گل پرسپولیس رو می بریم ۳) عنایتی : اگر بودم گل می زدم و سایر تیترهایی که به خاطر نبود جای کافی نمی نویسم : به بزرگواری خودتون ببخشید اول دونه دونه راجع به این تیترها توضیح می دم ۱) این آقا افشین هم بابا ما دسته کمش گرفته بودیما تو جام جهانی نود و هشت که ایران با تیم دشمن خونخوار ( آمریکا ) مسابقه داد این حاج افشین قصه ی ما تو پست سرپرست تیم آمریکا رو نیمکت نشسته بوده و ما خبر نداشتیم بعدشم رفته تو تیم کره ی جنوبی این آقا افشین هم آبیته هستش و هم قرمزته هم با قرمزای ایران و هم با قطب آبی کره کار کرده ( چشمم روشن ) ۲) داش محسنم عجب خیال های خامی تو سرش می پرورونه پرسپولیس و دو تا گل ؟!! آقا گفته پرسپولیس ما تو بازیای قبلیش شانس آورده اونوقت خودشون بدشانس بودن خوب بدشانسی یکی دو تا سه تا نه دیگه پنج شیش تا ۳) رضا دماغ جون من هم که فیلش یاد هندوستان کرده گفته خیلی دلم می خواد بیام تو تیم اس اس آسمونی و در مقابل پس پس آسمونی بازی کنم یارو پولش رو از عربا گرفته شیکمش سیر شده حالا از ناز و نعمت زده شده می خواد بیاد وطن بازی کنه خوب این از قسمت اول این پست که مربوط می شد به خبرها این قسمت یه اطلاعیه هستش که واستون می نویسم : از تمامی ورزشکاران و ورزش دوستان دعوت می شه که به شرکت ما بیان و قبل از مسابقه خودشون رو برای مسابقه آمده کنن ( گریم ) نمونه ی کار : بابا از ناصر خان خبری نیست دلم خیلی واسش تنگ شده بیچاره شانس نداره همش داره می بازه من جاش بودم استعفامو سه سوت می دادم تحویل حاج فتح الله مثل اینکه داره ازمون باج میگیره هر چی تو جوونیش خوب بازی می کرد الان داره برعکس گند میزنه بچه ها راستی بلیط ها هم تورم رو گذاشته تو جیب بقلش ثانیه ای داره گرون میشه منم یه چند تایی دارم خواستین بهم بگین تا بهتون بفروشم ( با گارانتی ) تو ورزشگاه هم که خبری نیست یه سری می گن اس اس آسمونی یه سری می گن افشین امپراطور یه سریم اون وسط مستا می گن نه قرمز نه آبی فقت زرد قناری ( طلایی ) من میمیرم واسه این تماشاگر نماها فوتبالشون رو نگاه می کنن خوراکیشون رو می خورن داد و هوارشون رو می زنن آخرش که از ورزشگاه میان بیرون و میفتن به جون این زبون بسته ها ( اتوبوس ها ) یکی دمشون رو می کشه یکی بهشون لقد می زنه یکیم خیلی قاتیه می زنه شیشه ها رو می شکونه این کار به چند دلیل صورت می گیره : ۱- هیجان بعد از بازی ۲- خالی کردن عقده ۳- برای اینکه تو تلویزیون نشونشون بدن ۴- برای تقویت اعصاب دیگه فکر نکنم موضوعی راجع به این شهرآورد مونده باشه که از قلم انداخته باشم حالا کیا میان بریم استادیوم ؟!؟!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 15:55 توسط dash shootiiiiiii |
این یه مطلبیه که امروز یکی از دوستام که واسمون نظر گذاشته و تو وبش نوشته بود لازم به ذکره که ایشونم خل و چله ولی تنها فرق بین ما و اون اینه که اون از غمگینی و ناراحتی قاتی کرده ولی ما از بس خوشی زده زیر دلمون روانی شدیم .
حالا واقعا چرا ؟ چرا ما قاتی کردیم ؟ مشکل از کجاس ؟ مقصر کیه ؟ من کیم ؟ تو کیی ؟ اینجا کجاس ؟ اینا پرسش هایی هستن که وقتی من تو هر وبلاگی میرم به ذهنم میرسه و با خودم کلنجار می رم ولی هرچی تلاش می کنم به نتیجه ای نمیرسم و یه علامت سوال گنده بیشتر حجم مغزم رو اشغال می کنه این زیر نمونه هایی از جوابهای دوستامونه که به این سوال ها دادن : عشقم ترکم کرده مامان بابام تحویلم نمی گیرن عزیز ترین کسم مرده دلیل خاصی ندارم از زور بیکاری به تو چه و غیره البته این پایان ماجرا نیست یه عده شونم بابا سنی ازشون گذشته به قول معروف دنیا دیده هستن ولی بازم غمگین و ناراحتن حالا من این وسط سعی دارم به این سوال ها جواب بدم یعنی دارم سعی می کنم که بدم من فکر می کنم که این آدما کم تحملن یا اینکه عقده ای شدن از بس تو بچگی شاد و شنگول بودن شایدم واقعا بیچاره ها قصد نوشتن دارن ولی چون بلد نیستن بنویسن گفتن حتما وقتی نوشتمون حرف از نامیدی بزنه و درصد غمش بالا باشه خواننده ها ازشون خوششون میاد الان که این چیزا رو دارم می نویسم یاد یه قسمت از داستان موخوره نوشته ی عزیز نسین افتادم : (( لازمه ی هنرمند بودن زجر کشیدن و آه و ناله کردنه هنرمندان غرب هم همینطورن اگه در جوانی پول از آسمان براشون بباره بلاخره از گرسنگی میمیرن منتهی هنرمندهای ما استقبال رفتن هنوز قلم به دست نگرفته شعر نگفته اول اخلاق و عادت اونا رو یاد می گیرن همش دم از بیوفایی دنیا می زنن از بی ذوقی قدر نشناسی اجتماع گله و شکایت می کنن ... بعضی وقت ها هم مرض دارن با اینکه همه چیزشون فراهمه با اینکه هیچی در زندگی کم ندارن با اینحال خرف می شن و دائم از مرگ و بدبختی رحف می زنن می دونی علتش چیه ؟ اینا بیشترشون " عقده حقارت " دارن سالها زحمت میکشن کار می کنن چه در شعر چه در موسیقی و چه در نقاشی و مجسمه سازی اما چون استعداد ندارن و نمی تونن بجایی برسن اسم و رسمی بیران واقعا مریض و مایوس می شن )) اینم واسه تکمیل کردن حرف های خودم حالا به غیر از وب مثلا از یارو تو خیابون می پرسی ساعت چنده یهو طرف می زنه زیر گریه آخه بابا این دیگه دلیلش چیه ؟ من که دیگه گیج شدم تو زندگی مجازی مساله رو حل کردم ولی مثل اینکه این قضیه به همین سادگی ها قصد حل شدن نداره مثلا نمونه ی بارزش تو اجتماع اینه :
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 14:52 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه ی دوستان عزیز ممنون که با نظراتتون من و آبجی گلم رومینا رو دلگرم می کنین خوب بریم سراغ پست امروز :
چندی پیش یکی از جوانان خوش ذوق ایرانی دست به ابتکار جالبی زد وی با استفاده از ابزار های گریم خود را به شکل مایکل جکسون خواننده ی مطرح آمریکایی در آورد وی که ممد نام دارد به علت علاقه ی وصف ناپذیری که به این خواننده دارد حتی نام خود را ممد جکسون گذاشته تا علاقه ی خود را به او ثابت کند .
من نیز تمام سعی خودم رو کردم که تمامی عکس های گرفته شده از این جوان رو تهیه کنم که بلاخره بعد از شب بیداری های متمادی توانستم تمامی عکس ها را پیدا کرده و این جا رای شما قرار دهم این شما و این هم ممد جکسون :
برای دیدن بقیه ی عکس ها هم به ادامه ی مطلب بروید :

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 14:57 توسط dash shootiiiiiii |
دوستان عزیز هم اکنون خبری رو که برام رسید رو بی کم و کاستی به اطلاعتون می رسونم :
صبح امروز در جلسه ای در یکی از مکان های دولتی که به دلایل امنیتی اسمش رو نمیارم درگیری بین دو دسته از حضار صورت گرفت که نمونه ای از این درگیری رو در عکس زیر مشاهده می کنید :
بنده اطلاع کافی در ارتباط با موضوع دعوا و طرفین رو ندارم فقط اونچه که واضح است پای آمریکا و جاسوسانش به میان بوده که برادران طلاب اینگونه خشمگین و عصبانی شده اند .

امید است با کمک و همیاری یکدیگر آمریکا دشمن خونخوار را از هستی ساقط کنیم .
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 17:35 توسط dash shootiiiiiii |
بله همان طور از که از اسم این پست پیداست بحث بحث حضرات و عکس های لحظه ای آنهاست این عکسی رو هم که من امروز براتون آماده کردم به صورت خیلی اتفاقی گرفته شده بفرمایین :

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 17:6 توسط dash shootiiiiiii |
چندی پیش محققان با استعداد و باهوشمان در ابتکاری جدید دست به ساخت وسیله ی زیر زدند :
این وسیله چیزی نیست جز منبر با پله های برقی یا من بالا بر که برای راحتی کار برادران طلبه هنگام ایراد خطابه و پند و موعظه هایشان ساخته شده است . این وسیله گامی نوین در صنعت میکرو چیپ های الکترونیکی و وسایل مکانیکی الکتریکی به حساب می آید زیرا درآن برای هوشمند شدنش از میکرو چیپ های ZN23 DW استفاده شده است که نسبت به مدل های قبلی خود از هوش مصنوعی قوی تری برخوردار است در ضمن این وسیله مطابق با تمامی متد های پزشکی حال حاضر ساخته شده و در آن تمامی استاندارد های پزشکی رعایت شده است . این وسیله با طراحی شکیل در دو مدل M1 و M2 ارایه شده است که در قسمت پایین به بررسی کلی این دو مدل می پردازیم : مدل M1 : این مدل که مدل اولیه نیز به حساب می آید از طراحی کاملا ایرانی هوش مصنوعی برخوردار است و در قسمت فوقانی آن دارای سایه بانی با قطر یک متر است که برای راحتی حال عزیزان تعبیه شده است. این مدل با قیمت ۳۲۰۰ دلار در آمریکا و قیمت ۲ ملییون و ۵۰۰ هزار تومان در ایران با ۲۰ درصد تخفیف به فروش می رسد. مدل M2 : این مدل که مدل فول این محصول به حساب می آید دارای نمایشگر وضعیت در قسمت پایینی دستگاه و همچنین یک LCD با ۵ میلیون رنگ در قسمت بالایی آن قرار دارد که حاج آقا برای سهولت در کار خود می تواند متن خطابه های خویش را ابتدا به این رایانه وارد کرده و سپس از روی آن قرائت کند البته لازم به ذکر است که این مدل دارای سیستم خنک کننده برای برقراری راحتی هر چه بیشتر حضرات است . این مدل بعد از آزمایشات پایانی دانشمندان و رفع نواقص احتمالی در ماه آینده روانه ی بازار خواهد شد که این محصول با قیمت پیشنهادی ۵۰۰۰ دلار در آمریکا و ۴ میلیون تومان در ایران با ۲۰ درصد تخفیف به فروش خواهد رسید .
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 13:9 توسط dash shootiiiiiii |
چندی پیش در یکی از مجالسی که عده ای بزرگان و بلند پایگان حکومت در آن حصور به هم رسانده بودند ناگهان جوانی طلبه پلاکاردی را به شرح زیر بالای سر خود برد :
امید است که دیگر با اینچنین کلماتی مواجه نشویم و نبینیم که دوستان حتی برای اعتراض هم که شده این الفاظ ناشایست نظیر رقص و حرکات موزون و حرکات مختلط بانوان و آقایان را به کار برند . از ملتی که پیشینه ی تمدن آنها به بیش از دو هزار سال می رسد بعید است که هنوز با اینگونه مسائل وقیح و ناپسند دست به گریبان هستند .
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 1:45 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه ی دوستان عزیز اکثر شما با فناوری جی پس اس آشنا هستین پس با استفاده از این تکنولوژی از این پس می توانید محل زندگی صاحب خط مورد نظرتون رو تنها با چند کلیک پیدا کنید :
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 20:43 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه امروز یه مطلبی روشن شد که اولش لرزه به اندامم وارد کرد واقعا مطلب شوکه کننده ای بود که باورش واقعا برام سخت بود :

همینطور که در عکس بالا مشاهده می کنین در سمت راست آقای شون پن بازیگر معروف قرار داره و در سمت چپ حضرت آیت الله رفسنجانی ولی بین این دو بزرگوار شباهت زیادی از لحاظ چهره وجود داره که من خودم اولش که این دو تا عکس رو به صورت تک تک دیدم واقعا خیلی تعجب کردم .
بعد از چند روز تصمیم گرفتم این موضوع رو با یکی از فامیل هامون در جریان بذارم که ایشون در دانشگاه علم و صنعت عضو هیئت علمیه ی اونجا هستن و ایشون هم قول دادن با بقیه حقیقت رو کشف کنند و سر انجام بعد از چند هفته این عزیزان دو فرضیه را به شرح زیر اراده کردند :
۱- یه فرضیه هست که می گه این دو عزیز با هم رابطه ی خانوادگی دارن و پدر جد این دو بزرگوار با هم پسر عمو بودن و بعد از مدتی ( حدود دویست سال پیش ) این دو خانواده از هم جدا شده و خانواده ی آقای پن به کشور آمریکای جهان خوار مهاجرت کرده و نام خانوادگی خود را نیز تغییر دادند و تبعه ی کشور آمریکا شده اند و از آن زمان به بعد رابطه ی این دو خانواده تقریبا با هم قطع شده است .
۲- فرضیه ی دیگه ای هم هست که من با این بیشتر موافقم و اونم اینه که به دلیل آزمایشات رادیواکتیوی در دو کشور آمریکا و جمهوری اسلامی ایران این دو بزرگوار تحت تاثیر این تشعشعات قرار گرفته و بعد از چند نسل این دو خانواده از جهت فیزیکی بسیار به یکدیگر شباهت پیدا کرده اند.
به هر حال حقیقت هر چه که هست می توان نتیجه گرفت که جهانیان همه انسان اند و با هم برادر و خواهر و هیچ کشوری نظیر آمریکای خرابکار نمی توناد بین ما تفرقه بیندازد .
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:39 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه ی دوستان امیدوارم حال همتون خوب باشه فعلا که این وب نوپاس نویسنده هاشم منو قال گذاشتن ولی به حمد الله یه دونه نویسنده ی گل پیدا کردم که انشالله کارش رو به زودی زود شروع می کنه
پنج شنبه که داشتم از مدرسه برمیگشتم یهو به دو تا پارچه ی نوشته شده بر خوردم حیفم اومد واستون نذارمشون : اینم دومیش که این دو تا کنار همدیگه بودن : امیدوارم از این به بعد با دیدی بازتر و روشنتر به حقایق دنیامون نگاه کنیم.

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 15:0 توسط dash shootiiiiiii |
سلام به همه ی عزیزان ممنون که با نظراتتون بنده و سایر دوستان رو دل گرم می کنین اون روز می خواستم ماشینو با خودم نبرم آخه گفتم بنزین گرونه و سهمیه هم کم بزار نگهش دارم واسه روز مبادا... تو اتوبوس نشسته بودم داشتم از پنجره به خیابون نگاه می کردم داشت کم کمک دیرم می شد (( پس این آقای راننده کجاس ؟ )) اینو یکی از مسافرای مسن گفت . یکی دیگه از جلو گفت : (( حتما داره صبحونه می خوره )) همون آقاهه گفت : (( کوفتش بشه که مارو اینقدر معطل می ذاره بابا ما هم کارو زندگی داریم )) منم گفتم : بابا اونم یه بنده خداییه مثل منو شما اون بدبختم از کله ی صحر تا نصفه شب جون می کنه تا یه لقمه نون گیرش بیاد. باری بلاخره اتوبوس راه افتاد هنوز دویست سیصد متر نرفته بودیم که آقای راننده زد به یه موتوری با عجله از ماشین پیاده شد ببینه چه گندی زده منم که دیدم اینجوری تا فردا شبم نمی رسم رفتم تاکسی بگیرم بلاخره بعد یه ربع بیست دقیقه ای یه پیکان دربو داغون گیرم اومد گفتم می خوام برم میدان رسالت گفت الا و بلاه فقط در بست می برم منم که پول یا مفت نداشتم واسه پنج دقیقه مسیر یکی دو هزار تومن پول بدم یه ده دقیقه دیگه که صبر کردم بلاخره یه مسافر کش خطی سوارم کرد یه خورده که راه افتادیم گفت : (( آقا ماشینم بنزین نداره صبر می کنی یه بنزین بزنم ؟ )) منم از خدا بی خبر گفتم : باشه ریفتیم تو صف پمپ بنزین یه پونزده دقیقه هم تو صف وایسادیم تا بلاخره نوبتمون شد یارو شروع کرد به بنزین زدن یهو گفت : (( آقا آقا سهمیه ی کارت سوختم تموم شده کارت داری بدی بزنیم شما هم یه ثوابی بکنی )) منم تو رودربایستی گیر کردمو کارتو بهش دادم از پمپ بنزین که در اومدیم یهو موبایل رانندهه زنگ خورد آقاهه با اضطراب گفت : (( الان میام الان میام )) و قطع کرد . بعد به من گفت : (( شرمنده آقا مادرم سکته کرده باید سریع برسونمش بیمارستان نمی تونم شما رو برسونم ببخشید )) بعدم منو مات و مبهوت کنار خیابون پیاده کرد و رفت . به خودم گفتم : به جهنم بقیه ی راهو پیاده می رم یهو دیدم پاهام از زمین بلند شدو با کله افتادم زمین و بی هوش شدم ... تو همون حال نیمه بیهوشی احساس کردم دارن منو می برن تو یه اتاقک کوچیک. یه سه چهار دقیقه بعد که بهوش اومدم به اون آقایی که کنارم بود گفتم : من کجام ؟ اونم گفت : (( شما تصادف کرده بودی و الانم تو آمبولانسی داریم می بریمت بیمارستان )) تو همین حالو هوا بودم که دیدم آمبولانس وایساد گفتم باز چی شده گفت بنزین ماشین تموم شده و کارت سوختمم تو خونه جا مونده حالا نمی دونم چی کار کنم کارت سوختمو از جیبم در آوردمو به مرده گفتم : بیا اینم کارت سوخت حالا مارو یه جا برسون مردم از درد... بلاخره بعد نیم ساعت معطلی تو خیابون رانندهه با یه چهار لیتری بنزین اومد و بلاخره ماشینو راه انداخت ... وای ! خدایا بلاخره راحت شدم آخیش رسیدم به بیمارستان وای ولی نه... ساعتو که دیدم رنگ از رخسارم پرید ساعت چهار بعد از ظهر بود و من ساعت هشت صبح از خونه در اومده بودم حالا این به جهنم امروز دیگه بلاخره رئیسم اخراجم می کنه آخه مرخصیمم گرفته بودم با اهل و عیال رفته بودیم مسافرت حالا چه خاکی تو سرم می زدم؟ کاش صبح با ماشین خودم می رفتم اداره..................
می خواستم یه مطلبی بنویسم که حسب حال خیلی از شماهاس
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 22:56 توسط dash shootiiiiiii |
حقایق آشکار شد بله حقایق آشکار شد پس از سالها درد و رنج بلاخره مورخان با پشتکار مان راز بازی ناپسند پاسور را کشف کردند علاوه بر این کشف بزرگ این گروه دانشمندان حقایق فراوانی دال بر اینکه آمیکای جهان خوار ایران و ایرانیان را زیر سوال برده است آشکار شد. گروه خبری ایسنا : شب گدشته پروفسور افتخاری مدیر این پروژه عنوان کرد که بلاخره راز بازی پاسور افشا شده است در این قسمت بخش هاایی از سخنان پروفسور را می خوانیم من و دوستانم بلاخره کشف کردیم که ریشه ی بازی پاسور به ایران برمی گردد و این بازی مربوط می شود به زمان ساسانیان و پادشاهی یزد گرد سوم که در حرمسراهای پادشاهان و بزرگان کشور انجام می شده است قوانین این بازی آنچنان دست خوش تغییراتی اساسی شده که این بازی را که پیشینه ای به اندازه ی بازی الک دولک داشته را فاسد کرده است شخصیت های مونث این بازی را دوشیژگان و بانوان نجیب ایران باستان تشکیل می داده اند و تصاویر مذکر نیز متعلق به مردان و جوانان ایرانی بوده است از دیگر مکر های آشکار شده نیز می توان به مواردی نظیر مخفی کردن زیبایی زاید الوصف بانوان ایرانی و طرز آرایش و لباس پوشیدن آنها اشاره کرد که آمریکای فساد گر با سیاه و سفید کردن تصاویر و تبدیل رنگ لباس های بانوان به رنگ های مرده و بی روح این زیبایی ها را مخفی نگاه داشته بود این دشمن با بهره گیری از فناوری روز دنیا و سو استفاده از علم اصالت ایران و ایران زمین را خدشه دار کرده است من و دوستانم در شهرستان فارس کتیبه هایی کشف کردیم که بر روی آن ها شکل و شمایل کارت های حقیقی و قواعد این بازی نوشته شده است به امید روزی که سنت های دیرینه ی ایرانیان احیا شوند
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 0:23 توسط dash shootiiiiiii |
یاهو مسنجر یکی دیگر از ابزارهای شیطانی،شیطان بزرگ آمریکا در مسیر هدف بزرگ خود، منحرف کردن جوانان بخصوص جوانان ایرانیست و سرانجام یکی از بی شرمانه ترین این صورتک های شیطانی که بر گرفته از کارتون فاسد غربی پینو کیو و آن دهان بی شرم که در حال ریختن آب دهان می باشد. چشرمی، از گسترش کثافت، فحشا و هوس رانی گشترش فحشا و بی دینی به سازندگی کشور عزیزمان نیز کمک نمائیم.نمونه های داخلی نه تنها قابل رقابت با انواع خارجی هستند بلکه از آن ها پیشی نیز میگیرند
این وسیله ابزاری نیست جز برای گسترش فحشا و بی ایمانی بر روی زمین که خود را پشت نقاب مقدس یا هو مخفی نموده است
در اولین قدم برای دستیابی به این ابزار کثیف ما شاهد تبلیغات وسیع در زمینه گسترش فرهنگ خدا نا پسندانه و زشت غیبت هستیم و اگر توجه داشته باشيد آن دو خانم فاسد كه ما آنها را ارشاد نموده و لباس مناسب بر تن انها نموده ايم نيز در حال انجام اين عمل زشت و نامناسب می باشند.
این تنها شروعی از این راه جهنمیست.این شروع در برابر فساد خانه های این ابزار،(اتاق های چت) چیزی نیست.هر گفته ای بدون در نظر گرفتن محرمیت در پنجره های جهنمی این ابزار تبادل می شود و حتی برای یاری در این امر شیطانی ابتکار هایی هم به کار رفته است،ابتکار هایی که جوانان بی مغز ما هیچگاه به درون فاسد آن ها پی نمی برند!
ببینید!!! ترویج فحشا و بی دینی
ترویج اعتیاد و فرهنگ غرب
نه اینکه دراز شدن این دماغ تنها مبلغ آن کارتون غربی باشد،دراز شدن این دماغ استعاره کثیفیست از بی
بیایید بجای استفاده از نمونه ای غربی و آمریکایی از تولیدات داخلی استفاده کنیم تا ضمن جلوگیری از

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 15:47 توسط dash shootiiiiiii |
خواهران عزیز در صورتی که از نرم افزار فاسد یاهو مسنجر استفاده می کنید حتما با این صحنه زشت آشنا هستید،بله این در خواست بی شرمانه ای است که بدون در نظر گرفتن شرعیات برای شما فرستاده می شود

خوشبختانه شرکت سیمانتک تولید کننده نرم افزار های امنیتی با نام معروف نورتون در راستای استحکام
پیوند های دینی با همکاری بخش آی تی جهاد سازندگی دست به ابتکار جدیدی زده که قابل ستایش است.بله
هم اکنون شماقسمت هایی از پیش نمایش نرم افزار نورتون آنتی بوی(پسر) را مشاهده می فرمائید

این نرم افزار که در نوع خود بی نظیر است بر روی یاهو مسنجر شما نصب شده و در هنگام دریافت
کردن پیغام به آنالیز آن می پردازد
در صورتی که پیغام دهنده پسربوده و در لیست شما موجود نباشد از بر قراری ارتباط جلوگیری خواهد شد
بانک اطلاعاتی این نرم افزار به صورت خود کار به مرکز امر به معروف و نهی از منکر منطقه متصل
شده و نرم افزار را به روز می کند
از قابلیت های مهم این نرم افزار انعطاف پذیری آن است که در قسمت پائین به برخی از آنان اشاره می شود

در تصویر بالا شما تنظیمات مربوط به سیستم نامحرم یاب خود کار را مشاهده می فرمائید.برنامه این امکان
را برای خواهران عزیز فراهم می آورد تا در صورت یافت شدن نامحرم به صورت خودکار صیغه محرمیت
توسط نرم افزار جاری شود و آی دی مورد نظر به لیست دوستان اضافه گردد

در قسمت بالا طبق تنظیمات پس از یافتن نامحرم صیغه جاری شده و سوال "آیا وکیلم؟" از کاربر پرسیده
می شود
این نرم افزار که تا سال آینده قابل بهره برداری خواهد بود یکی دیگر از مشت های محکمیست که به دهان
آمریکا کوبیده می شود
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 15:47 توسط dash shootiiiiiii |