تبليغاتX
in webam mesle 4ta webw gablie hak shod

in webam mesle 4ta webw gablie hak shod

hooti ramze webloget shomareye kie ke irancell dare bichare

سلام ببخشید داداشی که سریع و بعد از پست تو آپ کردم اما اینا کادوی والاین تاین این جعبه که مال تو اون کیک هم برای کسانی که میان و تو مهمانی ما شرکت می کنن حالا هر کی کیک می خوات بیاد تو بخش نظرات اسم نویسی کن کیک که می بریم برای پخش کردنش اسم می خونیم هر کی اسمش بود میاد جلو سهمشو می گیره پارتی بازی هم نداریم در ضمن هر چه بیشتر نظر بدی بیشتر می خوری

 


بازم طبق معمول آبجی آرمینا تو این تبریک و تبریک گفتن از من جلو زده

با اینکه حالم از این روز به هم می خوره ولی جا داره این روز رو به تمام مومنین عزیز تبریک و تهنیت عرض کرده و امیدوارم با عزمی راسخ پله های ترقی را دو تا یکی بالا رفته و به اهداف عالی خود ... اینو ولش کنین ولنتاینتون مبارک

 

>>  راستی آبجی آرمی اول از همه واسه تو مبارک <<

Happy Valentine

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 1:18 توسط رومینا


دیروز تو ماشین نشسته بودم داشتم فکر می کردم که اصلا فردا ( یعنی امروز ) چی بنویسم داشتم با مخ خودم کلنجار می رفتم تا اینکه یهو یه موضوع عین برق ببخشید آذرخش به ذهنم خطور کرد :

 

خیلی نفهمی اگه ندونی موبایل چیه !!!

 

اگرم بدونی چیه خیلی بیلمزی ندونی اپراتور مخابرات کیه و چیه !!!

 

از همه بدتر اونه که بدونی و بازم از این ماسماسک استفاده کنی !!!

 

حالا چراش رو تو ادامه ی عرایضم واست روشن می کنم ...

 

آخه کجای دنیا دیدی اپراتور شبکه طرف دار خانوم ها باشه میگی واسه چی  ؟!!؟! خوب عزیز من آخه واس چی این سرکار خانوم اپراتور میگه :

 

مشترک مورد نظر در تیر رس نمی باشد

 

این جمله شاید به ظاهر خیلی پیش پا افتاده باشه ولی این زنا خوب می دونن چجوری با هم پیغام رمزی رد و بدل کنن !!!

 

حالا وایسا یه کم این جمله رو واست تفسیر کنم تا ذهنت قشنگ روشن بشه و با دیدی باز به حقایق اطرافت نگاه کنی :

 

مخاطب این جمله که می دونی خانوم ها هستن و کل گفتشون راجع به شوهر مورد نظر و کلمه ی تیر رس منظور اینه که در حال حاضر آقای خونه یا تو استتار یا تو اختفاس در نتیجه عیال جونش نمی تونه ترورش کنه

 

حالا این تازه یه چشمشه این نامسلمونا انقدر زن سالاری رو تو مخابرات رواج دادن که بدون شناسنامه و یا سند خط موبایل می تونی بری پرینت خطت رو بگیری حالا یه سری آدم چشم و گوش بسته دارن اینو می خونن میگن خب مگه چه فعل خلافی مرتکب میشن این ملت ؟

 

عرضم به حضور شریفت دوست عزیز لپ کلام اینه حاجیه خانوم چادر چاقچول می کنه پا میشه میره یه امور مشترکین نزدیک محل سکونتشون و میگه پیرینت خط فلان رو اگه میشه لطف بفرمایید بگیرید اون بی دین و ایمون ها هم بیخیال هر سند و شاهدی میشن و پیرینت رو دو دستی تحویل خانوم می دن غافل از اینکه شاید تو اون یه برگ کاغذ سر بریده ای چیزی باشه !

 

اینجوریه که کل اسرار محرمانه ی یه آقای متشخص واسه عموم فاش میشه حالا بعد خربیار و باقالی بار کن ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ نفر که جزو فامیل درجه ی ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶ و همین جور الا آخر هستن ادعای حق می کنن و تا اون بدبخت مفلوک و بی آبرو و آواره ی کوچه خیابون نکنن ول کنش نیستن

 

حالا این که چیزی نیست اگه نامرد تر باشن میندازنش زندون آب خنک بخوره این دیگه شکنجه تکمیله !!!

 

باری مقصود من از این پست این بود که آقای محترم و معظم اگه قصد خیانت نداری که هیچ ولی بنده ی خدا اگه فکر خیانت به سرت زده طرف این سیم کارت دولتی که جدیدا اسمش شده همراه اول نشو همه چی زهرت میشه برو سراغ سرویس دهنده های دیگه مگه ایرانسل چشه ؟ یا تالیا ؟ فقط هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد در نتیجه باید با دیش ۹۰ سعی کنی باهاش دو خط آنتن بگیری ...

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 15:33 توسط dash shootiiiiiii |


سلام کلی برای نوشتن یه مطلب داغ و سیاسی زحمت کشیدم اما بعضی ها نمی زارن من کارمو بکنم حالا که من تو این سنم حق حرف زدن ندارم حق دخالت تو کار بزرگها رو ندارم مطلب برای بازید کننده های زیر دو سال مینویسم تا بخون و حال کنن البته اینا مال دوره مادر بزرگ من

 

یکی بود یکی نبود

غیر از خدا مهربون هیچ کس نبود

یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت:

عزیزم چند روزه مادر بزرگت مبایلش و جواب نمیده هر چی sms هم براش میزنم باز جواب نمیده , online هم نشده چند روزه ، نگرانشم

چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر ، ببین حالش چطوره.

 

شنل گفت : مامی امروز نمی تونم

قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی.

مادرش گفت : یا با زبون خوش میری یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه!؟

شنل قرمزی گفت : باشه میرم.....

 

مادرش گفت : زودتر برگرد قراره خانواده دکتر ارنست بیان می خوان ازت خواستگاری کنن واسه پسرشون  

شنل قرمزی گفت: من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد یا رابین هود یا هیچ کس. فقط اون و می خوام.

شنل قرمزی با پژوی 206 آلبوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه. 

بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه.

 

شنل : حنا کجا میری؟؟؟؟

حنا  : وقت آرایشگاه دارم امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن.

شنل : ای ناکس حالا تنها میری دیگه!!!!!!

حنا  :  تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی درآوردی

 

         بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن.

 

شنل : حتما اون دختره ایکبری سندرلا هم هست؟؟؟؟؟ 

حنا : آره با لوی خوشانس میاد.

شنل : برو دختر...........(به علت به کار بردن الفاظ رکیک غیر قابل پخش بود) 

شنل قرمزی یه تک آف میکنه و به راهش ادامه میده.

 

پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره!!!!!!  

ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن. 

میره جلو سوارش میکنه. 

شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!

 

نل : ای خواهر دست رو دلم نذار که خونه.

 

      با اون مرتیکه ........ راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون.

 

شنل : اون که هاج زنبور عسل بود.

نل : حالا گیرنده وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرین رفت گرفتش

 

       این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون

 

        زندگی هم خرج داره نمیشه گشنه موند.

 

شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید

نل : آره خودشه مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف قاپی.

 

      جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن

 

شنل : عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نل : اون دوتا رو هم ببین پت مت هستن سر چهارراه دارن شیشه ماشین پاک می کنن

 

      دخترک کبریت فروش هم چهارراه پائینی داره آدامس می فروشه.

 

شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن؟؟؟؟؟؟؟

نل : به خودت نگاه نکن مادرت رفت زن آقای پتیول شد.

 

      بچه مایه دار شدی بقیه همه بدبخت شدن.

 

بچه های این دوره و زمونه نمی فهمن کارتو چیه.شخصیتهای محبوبشون شدن دیجیمون   ها دیگه با حنا و نل و یوگی و.......... خانواده ارنست حال نمی کنن ما مجبوریم واسه     گذران زندگی این کارها رو بکنیم.

 

 

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 10:38 توسط رومینا |


سلام بچه ها امروز می خوام راجع به سخن جدیدی که درباره ی دغدغه ی تازه ی ملت ایران شده صحبت کنم :

 

آخه می دونید دیگه ۷۰ ملیون زن و مرد و بچه بی گاز و بی آب و بی برق موندن تو یخ دربهشت نشستن دارن یخمک ببخشید سماق مک میزنن

قسمت جالب ترش اینجاس که کم کم داریم به پسرفتمون سرعت می بخشیم یه نمونش که من عینی دیدم این بود که چند روز پیش توی کوچه برلن و توپ خونه یه سری کار داشتم حدس بزنین چی دیدم ؟!!!؟!!؟!!؟

 

یه آقایی با چرخ دستی وایساده بود داشت پیت های مردم رو پر می کرد و پول می گرفت اونم با نفتی که مطمئن باشین توش پر از مواد متفرقس ( آخه این روزا نفت کجا گیر میاد بابا ) مثل گل سر مامان فروشنده و زغالی که بابای فروشنده ازش استفاده کرده ( البته به صورت پودر شده واسه حفظ ظاهر ) و غیره ...

 

از همه ی این حرفا که بگذریم چن وقت پیش جناب حضرت نمی دونم آیت الله یا حجت الاسلام خلاصه یه لقبی تو این مایه ها داره خوب می گفتم این جناب آخوند حسنی امام جمعه ی وقت شهر خون و خون ریزی ( بیچاره ها سرشون تو لاک خودشوننه ) ارومیه یه چیز خیلی باحال گفته و باور کنید واقعیه چون تو سایت آقای نبوی دیدم :

 

ایشون غسل جنابت شب جمعه را عامل کمبود شدید گاز اعلام کرده و افزوده بودن که مومنین فعلا به جای غسل  تیمم کنند!

 

بد فکریم نیستا هر چی باشه ملت بی آب و بی گاز و بی برق نمی مونن و خودش یه نوع عرق ملی ( همون ارق ملی ) محسوب میشه ...

 

حالا من دیشب تا ساعت ۳-۴ صبح  با خودم کلنجار می رفتم یه چند تا راه جدید پیدا کنم واسه رفع این مشکل که گریبان گیر هممون شده ( مثلا من الان دارم از تشنگی دیوارو چنگ میزنم ) یه چند تا پبشنهاد اوکازیون واسه مسئولین دارم که امیدوارم به گوششون برسه ( آمار بازدیدمون هم قاعداتا میره بالا ) و بیان تا من بهشون بگم

 

دیگه خیلی پرحرفی کردم عرضی نیست جز اینکه :

 

جون مادرتون آب را گل نکنید

                                                 گاز رو حیف و میل نکنید

                                                                                         یه فکری واسه حل این مشکل بکنید

 

شعر از اینجانب هوتی

 

راستی یادم رفت هرگز نشه فراموش لامپ اضافی ( منظور خیابوناس اتو موتو و هر چی بخاری برقی ۱۰۰ شعله مورد نداره روشن کنید ) خاموش !!!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 16:18 توسط dash shootiiiiiii |


سلام خوبید ؟ نمی دونم چرا کسی منو تحویل نمی گیره خداییش با شوق و ذوق میام نظراتو باز کنم می بینم همه برای داداش هوتی نظر میزارن . بابا یکیم حال منو بپرس در مورد مطلبم نظر بده داره به داداشم حسودیم میشه ها؟ بریم سراغ پست امروزم:

  

چند وقت پیش مقام معظم رهبری فتوایی صادر کرده بود به این مضمون که :

 

دوچرخه سواری بانوان در انظار عمومی جایز نمی باشد

 

حالا ببینید چقدر بانوان به این موضوع اهمیت دادن و چه استقبالی کردن

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 1:39 توسط رومینا |


خوب نوبتی هم که باشه نوبت کلاس درسه اونم چه درسی ؟!!!؟ 

  

 

>> برای رفتن به کلاس درس بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:30 توسط dash shootiiiiiii |


 سلام اول از همه از همه شما ممنون که سر می زنید و نظر میزارید مخصوصا سحر و سپیده جون البته اول هم پارمیس جان که همیشه به ما لطف داشته

 

 و تشکر از هوتی جون خودم با وجود مشکلات من را تنها نگذاشته و هوای وب و بازدیدکنندها را داره.

                            

طریقه فحش دادن افراد مختلف

 

@ یک وکیل مجلس این طور فحش می دهد:

 

احمق بی قانون ،کودن،بی اعتبار نام ,تو از مصونیت اخلاقی خود سوء استفاده کرده ای بد ترکیب ،قیافه کبود . دیگر اعتماد من از تو سلب شده ،دیگر دوستی من وتو وخیم گردید . مرده شود آن صدای زنگوله مانندت را ببرد. یک جلسه دیکر اگر جلوی چشمم بیای استیضاحت می کنم !

 

@ یک افسر ای طوری فحاشی می کند:

 

زنیکه بی انظباط ، ای توپ ،ای مسلسل ،شمشیر توی فرق سرت بخورد، آجر نظامی تو سرت بخرد. یغلبی ،چخماق الهی تو صف مرده ها بری!

 

@ یک کارمند اداره می گوید:

 

خفه شو ,پرونده ناقص، دون اشل ،الهی اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنیا ارسال شود، الهی در قبرستان برای همیشه بایگانی شوی ،لامذهب، بی دین، مدیر کل! الهی از این دنیا اخراج بشی!

 

@  یک درشکه چی :

 

 تف برویت ،کپی اوغلی،حیون علیشاه ،مگر اینجا طویله است؟ لا مروت مثل خیابان سنگفرش می ماند! آقا می گیرم شوتت می کنم که دو کورس اونطرف تر بیایی پایین ،رنگش مثل پهن می ماند!

 

@ یک خیاط :

 

ای بی قواره بد برش ،بی آستر،به خدا چاک دهنت را می دوزم . گوشهایت را قیچی می کنم . مرده شور صورت آبله ای سوزن سوزنیت را ببره ،در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو کردم آما بازم هم نا صاف از آب در آمد .خوبه،بسه دیگه ،جلوی حرفهایت را درز بگیر... باشه،باشه این بود اجرت .بیست سانتیمتردوستی من که حالا با دو ذرع و سه چارک قد ،قلب مرا بشکافی ؟

 

@ یک بازاری محتکر

 

دهه.. چک بی محل را تماشا کن . سفته سوخت شده را ببین . دلال مظلمه را بپا !مردیکه ،پنجاه وسه پارچه آبادی که دارم توی سرت بخوره ،الهی زیر ماشین بیوک بری ،خیر ندیده بی اعتبار .تف تمام مستاخرینم به ریش پدرت ،درد و بلای سرقفلی هام بخوره تو ی کاسه سرت . محتکر حماقت و لجاجت! برو در حجرات را تخته کن عمو 

  

همه این حرفها تقدیم به جوجه هکر که فکر کرده وب ناسا رو هک کرده احمق جان یه وب تنهایی و دانلود نیاز به هک کردن نداره

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 0:2 توسط رومینا |